نقد فیلم: «ایستاده در غبار» روایتی دراماتیک از زندگی احمد متوسلیان
پوریا بهرادکیان_ ایستاده در غبار نام فیلمی است، به نویسندگی و کارگردانی محمد حسین مهدویان و تهیه کنندگی سازمان هنری و رسانه ای اوج تولید شده است.
ژانر دفاع مقدس و یا به عبارت دقیق تر گونه ای از فیلم سازی که در ادبیات سینمایی کشورمان به اشتباه سینمای جنگ نامیده می شود، از سال های ابتدایی جنگ تحمیلی مورد توجه قرار گرفت، در سال های میانی دهه شصت، فیلم سازان این حوزه عمدتا به روایتی تخیلی و غیر واقعی از جنگ می پرداختند و از شهدا و رزمندگان کشورمان، موجوداتی آسمانی خلق می کردند که فرسنگ ها با انسان های معمولی فاصله داشتند که همین امر، به جای آنکه به همذات پنداری مخاطب با شخصیت اصلی داستان و یا قهرمان فیلم منجر شود، بستر ساز شکاف عمیقی می شد که مخاطب را فرسنگ ها از قصه فیلم دور می کرد.
اما هر چه از پایان جنگ بیشتر فاصله گرفتیم، فیلم سازی در حوزه دفاع مقدس رنگ و بوی واقعی تر و عینی تری به خود گرفت و «دیده بان» حاتمی کیا شاید یکی از اولین آثار سینمایی محسوب می شد که قهرمانش یک انسان زمینی، با ویژگی های عادی بود که در شرایط بحرانی جنگ به رستاخیز می رسد و معنای ایثار را کشف می کند.
در سال های اخیر نیز که جوانان مستعد و با انگیزه ای پا به میدان فیلم سازی و مستند سازی در حوزه دفاع مقدس گذاشته اند، شاهد خلق آثار سینمایی قابل اعتنایی در این زمینه هستیم که یکی از مهمترین آن ها فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» به کارگردانی محمد حسین مهدویان است که در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر با استقبال خوبی از سوی منتقدین، اهالی رسانه و مردم مواجه شد.
در مجال حاضر به نقد این اثر سینمایی که در حوزه دفاع مقدس ساخته شده است، می پردازیم:
بسیاری معتقدند، یک خبر از تیترش آغاز می شود و یک کتاب از تصویر روی جلدش، این مسئله در یک اثر سینمایی هم صدق می کند، در اصل، برای تشخیص کانسپت (مفهوم) که در ظرف فرمی یک فیلم قرار می گیرد و آن را به محتوا تبدیل می کند، در وهله اول باید از نام اثر آغاز کرد. ایستاده در غبار تنها یک نام انتخابی برای یک اثر سینمایی نیست، بلکه معنایی را در دل خود جایی داده است که نه تنها سرنوشت شخصیت اصلی قصه که سردار احمد متوسلیان است را تحت تاثیر قرار می دهد، بلکه یک دوره زمانی را که به بخشی از تاریخ معاصر سرزمین ما تبدیل شده است و معنویت بیشتری به هویت ملی و فرهنگی ما بخشیده است را نیز برای نسل روایت می کند.
در این اثر، فیلم ساز با استعانت از تحقیقات گسترده ای که شامل مطالعات میدانی، گفتگو با خانواده، نزدیکان و همرزمان حاج احمد متوسلیان و رجوع به آرشیو نوار های ضبط شده از مکالمات یا سخنرانی های متوسلیان بوده، به یک چارچوب دراماتیک رسیده است و بر اساس همین الگو نیز، خط قصه را پی گرفته و با ریتمی متناسب به پایان می رساند.
یکی از خلاقیت هایی که در این این فیلم به چشم می خورد، جانمایی صدای حاج احمد متوسلیان بر روی صدای (هادی حجازی فر بازیگر نقش حاج احمد متوسلیان) است که در شخصیت پردازی به کارگردان اثر کمک زیادی می کند، ضمن اینکه طراحی صحنه، لباس و گریم نیز، انسان را از دهه نود به سال های آغازین جنگ تحمیلی پرتاب می کند و عملا اجازه می دهد مخاطبی که آن سال ها را درک هم نکرده به تصویری واقعی از شرایط آن دوره برسد.
«ایستاده در غبار» در دقایق زیادی رنگ و بوی مستند به خود گرفته و عملا به یک اثر مستند_ داستانی تمام عیار تبدیل می شود که شاید این تلقی درست هم باشد، چرا که از همه ظرفیت های یک فیلم مستند در این اثر استفاده بهینه شده است و این امر بواسطه وسعت اطلاعات فیلم ساز نسبت به شخصیت متوسلیان و اشراف به نوع روایتی است که از دریچه ذهنش به قاب بندی ها و باز آفرینی صحنه های فیلم می رسد.
در واقع، می توان نقطه قوت این اثر را روایتی واقع گرایانه و زمینی از سیر تحول شخصیت اصلی اثر (حاج احمد متوسلیان) با بازی هادی حجازی فر دانست که در مقاطع مختلف زندگی، متوسلیان را از فردی درون گرا، منزوی و تنها به فرمانده سپاه دوران دفاع مقدس تبدیل کرد.